درباره ...

درباره ی ...

ساعت 10:45 شنبه شب،رو به روی در ورودی سالن1 سینما فلسطین غوغایی برپاست . پس از حرف و حدیث های بسیاری که در خصوص نمایش فیلم "درباره الی..." در جشنواره فیلم فجر پیش آمد،بالاخره مسئولان به اکران فیلم در جشنواره رضایت دادند. آن هم نه در یکی از خانه های خالی جدول برنامه ها که قرار بود بعداً نام فیلم اعلام شود،بلکه در سانس ویژه،ساعت 11:30 شب!

جالب اینجاست که اطلاع رسانی نمایش فیلم یاد شده چیزی در حد صفر است. نه از اطلاع رسانی نوشتاری خبری است و نه از بلندگوهای سالن خبر پخش فیلم پخش می شود. تنها تبلیغات دهان به دهان خبرنگاران و نویسندگان است که جمعیت علاقمند را بدین جا کشانده است.

کمی آنسوتر پیش از بازگشایی درهای ورودی،پیرزنی جوانک کنترل کننده کارت را منت می کند تا اجازه ورودش به سالن را صادر نماید.جوانک اما بی توجه به خواسته های پیرزن،ورود به سالن را منوط به ارائه کارت می داند.

پیرزن با نگرانی به اطراف می نگرد که دو چهره آشنا به او نزدیک می شوند.شقایق فراهانی با لفظ مامان او را خطاب و ترانه علیدوستی را به وی معرفی می کند.

پس از خوش و بشی دوستانه،ترانه آنها را تنها می گذارد و مادر و دختر مکالمه دونفره شان را پی می گیرند.در وردی سالن که باز می شود جمعیت مشتاق اجازه بازدید کارت را نمی دهد و ایرانی وار با همان زور و فشار و هل دادن های معروف راه خویش را به سالن باز می کند. مادر و دختر نیز با جمعیت همراه می شوند تا شاید دقایقی بعد هنرنمایی دختر کوچ کرده شان را روی پرده نقره ای شاهد باشند.

لحظاتی بعد ما هستیم و فیلمی که قرار است حالا حالا ها در ذهنمان پایدار بماند. ما هستیم و هنر کارگردانی که خوب می داند چطور می بایست حس و حال گرم و پرشوری را به فیلمش ببخشد تا روابط پیچیده بین آدم هایش کاملاً ساده و خودمانی به نظر آید .ما هستیم و ...

فیلم که به پایان می رسد یک چیز بیش از هر چیز می چسبد. پیاده راه رفتن و فکر کردن و فکر کردن. چقدر دلم برای تماشای فیلمی که این چنین احساسی را در دل آدم زنده کند،تنگ شده بود. با این حال نمی دانم در فکر آن پیرزن مشوش و نگران چه می گذرد. کاش قصه فیلم او را به یاد دخترش نینداخته باشد و دلش را هوایی نکرده باشد.کاش پیرزن تلخی گزنده فیلم را نچشیده باشد ...

.................

در همین رابطه می توانید در آخرین سکانس بیشتر بخوانید.

/ 3 نظر / 2 بازدید
اقبالدوست

سلام قربان فقط میتوان ابراز همدردی کرد با شما /فراهانی ها /سینما / فرهنگ / و...... پاینده باشید

بهار

فوق العاده بود! این مطلب را می گویم نه فیلم را! جالب است که هنوز فیلم را ندیده با آن ارتباط بر قرار کرده ام. با خودم عهد کرده ام اگر این شاهکار اجازه ی اکران عمومی یابد، طلسم 17 ساله را بكشنم و وارد سينما شوم. فقط خدا كند سرنوشت سنتوري در انتظار درباره ي الي نباشد.

بهار

هنوز خبری از آپدیت نیست مهندس؟!!