ارزان فروش

"نخود"

کاش می شد

در خود زندگی کرد

برای خود

و با خود

من از

بی خود بودن در جمع

بیزارم

این ها را نخودی می گفت

که خود را

قاطی هر آش نمی کرد!

......

"ارزان فروش"

بیخودی می خندید

بیخودی می گریید

بیخودی کف می زد

بیخودی پس می زد

سال ها بود

خودش را فروخته بود!

 

/ 3 نظر / 9 بازدید
رها

سلام فرهاد عزیز خوبیین ؟؟؟ چه قدر وقت بود نیومده بودم اینجا بلاگ رو که باز کردم پیش خودم فکر کردم شاید شما هم دیگه ننویسی مثل علی خوشحال شدم دیدم هنوز هستین [لبخند]

رها

نخود خیلی خوب و به جا بود [دست]

رها

راسی دیدم پست قبلی واسه اصغر فرهادیه عزیز بود اسکار گرفتنش رو هم تبریک میگم [لبخند][لبخند][لبخند][لبخند] هر جا هستین خوش و شادان باشی [گل]