نگاهی به مجموعه های تلویزیونی سیما در رمضان 92

مدت ها بود که بنا به دلایلی خاص از انتشار یادداشت های سینمایی در این وبلاگ خودداری می کردم. حالا اما خواندن نظرات جالب توجه و دیدگاه های قابل احترام  پسر دایی عزیزم "علیرضا اقبالدوست" در وبلاگ شخصی اش "واقعه دشت" انگیزه ای شد تا تازه ترین یادداشتم در حوزه تلویزیون در این جا قزار گیرد. با این توضیح که این یادداشت در تازه ترین شماره ماهنامه "صنعت سینما" به چاپ رسیده  و پیش از تماشای ده قسمت پایانی سریال های ماه رمضان به رشته تحریر درآمده است. یقیناً مشاهده قسمت های پایانی و البته پایان بندی سریال ها می توانست در نتیجه گیری موفقیت یا  عدم موفقیت این سریال ها نقشی تعیین کننده ایفا کند.

گامی رو به جلو

رمضان ماه خداست. ماه روزه داری،دعا در وقت افطار و نیایش در سحرگاهان. با این وجود سال هاست که نام رمضان در کشور ما با "تلویزیون" نیز گره خورده است. تلویزیونی که هر سال سریال ها،جنگ ها و برنامه های متعددی را تدارک می بیند تا اوقات خوش و پرثمری را در ساعات روحانی پیش و پس از افطار برای بینندگان پرو پاقرصش فراهم کند. امسال نیز به سبک و سیاق سالیان گذشته،بینندگان زیادی در شب های رمضان پای جعبه جادو نشستند تا شاید با درس گرفتن از زندگی و سرنوشت شخصیت هایی چون اردلان،اسماعیل،فیروز و ... بتوانند در ادامه راه زندگی قدم های استوارتری بردارند. این که این سریال ها چقدر در این زمینه موفق بوده اند موضوعی است که سعی می کنیم در ادامه به آن بپردازیم:

دودکش (محمد حسین لطیفی):

پس از کوشش های کم و بیش نافرجام محمدحسین لطیفی در شبکه نمایش خانگی،بازگشت این کارگردان مخاطب شناس به تلویزیون،به ساخت سریالی منجر شد که دست کم در زمینه جذب مخاطب موفق می نمود. لطیفی در ساخت دودکش سعی نمود از تمام مؤلفه های مربوط به موفقیت یک سریال عامه پسند استفاده کند. استفاده از قصه ای سرراست،خلق شخصیت هایی آشنا و اعتماد مجدد به بازیگران امتحان پس داده،توانست برگ برنده لطیفی در کارگردانی این سریال باشد. زوج هومن برق نورد و بهنام تشکر پس از کامیابی در دو سریال ساختمان پزشکان و دزد و پلیس این بار نیز در کنار هم قرار گرفتند تا بخش عمده ای از شوخی های سریال حول محور کشمکش های میان این دو شکل بگیرد. گویی برزو نیک نژاد در مقام فیلمنامه نویس با در نظر گرفتن شاخصه های بازیگری ایشان،این شخصیت ها را پرداخت کرده و بدین ترتیب سعی نموده چاشنی طنز بیشتری را به سریال بیفزاید. در عین حال اضافه شدن امیرحسین رستمی و تشکیل یک مثلث هنری،توانست بر جذابیت های کار را به میزان قابل توجهی افزایش دهد. با این حال نوعی غلو و اغراق آزاردهنده در بازی ها به چشم می آمد که سریال را از یکدستی لازم خارج می کرد.اگرچه این اغراق در بازی اغلب بازیگران اثر از جمله هومن برق نورد و بهنام تشکر دیده می شد ولی در بازی سیما تیرانداز نمود بیشتری داشت. بازیگر خوبی که هرچند برای درآمدن نقشش تلاش بسیاری نموده بود اما تاکید بیش از اندازه وی بر انجام برخی حرکات بامزه و ادای جملات به گونه ای خاص،باعث می شد فضایی تصنعی در منظر بینندگان پدیدار شود. از سویی دیگر با این که ادای برخی تکیه کلام ها از زبان شخصیت های اصلی فیلم در قسمت های نخست جالب توجه می نمود اما رفته رفته با تکرار بیش از اندازه آن ها در موقعیت های به جا و بی جای مختلف،ملال آور جلوه می کرد. با این وجود پس از پایتخت 2،دودکش بار دیگر موفقیت شبکه اول سیما را در تولید سریال های کمدی-خانوادگی و اجتماعی نشان می دهد. سریال هایی که ضمن طرح موضوعاتی در حوزه خانواده از نقش و تاثیر اجتماع بر رفتار و عملکرد تک تک اعضای خانواده غافل نیستند و سعی می کنند فضایی باورپذیر و ملموس از زندگی روزمره را به تصویر بکشند.

 

خروس (سعید آقاخانی):

پیش از آغار ماه مبارک رمضان،سعید آقاخانی و دست پخت جدیدش یکی از امیدهای اصلی تلویزیون محسوب می شدند. چه این که آقاخانی با دزد و پلیس نشان داده بود که به درک تازه ای از کارگردانی سریال های طنز دست یافته است. اما تماشای چند قسمت از خروس کافی بود تا خیلی زود امیدهای علاقمندان طنزهای تلویزیونی بر باد رود. مهم ترین ضعف خروس را باید در عدم برخورداری از فیلمنامه ای دقیق و منسجم ارزیابی کرد. فیلمنامه ای که نه قصه ی روشن و هدفمندی دارد و نه قادر است شخصیت هایش را به خوبی معرفی کند. این چنین است که کارگردان مجبور شده بیشترین تکیه اش را بر خلاقیت ذاتی هنرپیشه هایش متمرکز کرده و جواد رضویان،یوسف تیموری و حتی حمید لولایی ناچار می شوند به بداهه پردازی روی آورند و سعی کنند با خلاقیت ذاتی،گل لبخند را بر لبان تماشاگر بنشانند.

درباره خروس باید به نکته ای اشاره کرد که بدون شک یکی از دلایل عدم توفیق آن در جلب نظر مخاطب به حساب می آید. گفته می شود این سریال قرار بوده در ایام نوروز به روی آنتن برود و بنا به دلایلی نامعلوم پخش آن به رمضان سال جاری موکول شده است. این که سریالی با ظرفیت تولید در 13 قسمت به یکباره به سریالی 26 قسمتی تبدیل و به جای روزهای شاد نوروز در شب های خاص رمضان به روی آنتن می رود،علاوه بر ضعف مفرط در عدم برنامه ریزی دست اندرکاران امر،نشان از خالی بودن دست فیلمنامه نویس و البته کارگردانی دارد که ظاهراً ناخواسته مجبور شده اند به شرایط پیش آمده تن دهند. خروس تجربه ناکام دیگری به کارنامه مدیران شبکه دوم سیما افزود تا مشخص شود که سیاست ها و خواسته های ایشان از هنرمندان،سهم عمده ای در عدم موفقیت پروژه های اخیر این شبکه ایفا کرده است.

مادرانه (جواد افشار):

شاید آن هایی که نخستین بار نام جواد افشار را به عنوان کارگردان بر پیشانی مادرانه دیدند کمتر پیش بینی می کردند که با سریالی پرکشش با ساختاری درگیرکننده مواجه شوند اما به مدد نگاه دقیق و شخصیت پردازی کم نقص سعید نعمت الله،قصه کم و بیش کلیشه ای سریال توانست نظر مساعد بسیاری از مخاطبان را جلب کند. با این که در ابتدا به نظر می رسید مادرانه این پتانسیل را دارد که به آرامی به ورطه سریال های معناگرایانه و حتی ماورایی بغلطد اما فیلمنامه نویس هوشمندانه قصه را در بستری واقع گرایانه روایت کرده تا فاصله نزدیک مخاطب با شخصیت ها حفظ شود. خلق شخصیت اردلان تمجید بزرگترین دستاورد فیلمنامه نویس و البته کارگردان سریال است. کاراکتری باجذبه که پس از مدت ها،سیمای یک پدر  قلدرمآب  و پرصلابت را جان بخشید. پدری که هرچند چوب اشتباهات متعددش در گذشته را می خورد ولی آن چنان برای نگهداری از فرزندانش تعصب دارد که حاضر است هر آسیبی را به جان بخرد. بدون شک مهدی سلطانی سروستانی با ایفای شخصیت اردلان،پدیده تلویزیون در رمضان 92 لقب گرفت. بازیگر تحصیل کرده ای که پس از مدت ها حضور در صحنه تئاتر و بازی در نقش های کوتاه و کم اهمیت سریال های تلویزیونی،با ایفای نقش اول سریال مادرانه نشان داد که از این پس تلویزیون و حتی سینمای ایران می توان روی او حساب ویژه ای باز کند. با این وجود سریال در قسمت های میانی در سطح نمایش تکراری تضادهای فرهنگی میان پدرخانواده و فرزندان،مشکلات حل ناشدنی وی با همسر سابق و درگیری های کاری متوقف می ماند و نمی تواند از حد کلیشه های رایج در این عرصه فراتر رود. ضمن  این که معلوم نیست سریالی که در عنوان بندی اش لزوم نیکی به پدر و مادر یادآوری می شود با به تصویرکشیدن برخوردهای ناصحیح چنین پدر و مادری و واکنش طبیعی فرزندانشان،چگونه می تواند به هدف غایی خود نائل شود.

 

شاید برای شما هم اتفاق بیفتد:

سریالی که در حدود چهار سال است به روی آنتن شبکه پنجم سیما می رود این بار نیز مهمان خانه های تهرانی ها بود تا با قصه های متنوع در هر قسمت بتواند نقش مهمی در سرگرمی سازی معنوی ایفا کند. شاید برای شما هم اتفاق بیفتد به واقع تنها سریال به نمایش درآمده سیما بود که مضامین اخلاقی متنوع و مناسب با حال و هوای روحاتی این ماه را به همراه داشت. حضور گروه های مختلف فیلمنامه نویس و فیلمساز باعث شده بود تا از نگاه های مختلف موضوعات معرفتی مدنظر، مورد بررسی و کنکاش قرار بگیرد. با این وجود اصلی ترین مشکل سریال همچنان پابرجاست و آن هم خلق شخصیت هایی کاملاً سیاه یا سفید است که سرنوشت نهایی آن ها از ابتدا قابل پیش بینی است. از همان آغاز کاملاً هویدا است که قرار است شخصیت نخست سریال به واسطه گناه یا عمل ناصوابی به عقوبتی سخت دچار شده و در پایان بندی به طریقی نتیجه اندیشه یا عمل  ناپسند خود را به چشم دیده و به نوعی رستگار شود. پیروی از ساختاری چنین کلیشه ای و استفاده از یک تم واحد در طراحی اغلب قسمت ها،اصل غافلگیری را از یک اثر هنری سلب و آن را به اثری دست یافتنی و قابل پیش بینی تبدیل می کند. ضمن این که سپردن کار به گروه های کارگردانی مختلف باعث شده که سطح کیفی کار یکدست نبوده و در هر قسمت ارتقاء یا تنزل فاحشی پیدا کند. این مساله به خصوص در بازی های بازیگران و نابازیگران سریال و البته در برخی موارد چون چهره پردازی و طراحی صحنه و لباس کار بسیار به چشم می آمد.

 

ماه عسل:

پس از یک سال غیبت،بازگشت احسان علیخانی به برنامه ماه عسل بار دیگر این برنامه را در کانون توجهات قرار داد و نشان داد که حضور یا عدم حضور یک مجری تا چه حد می تواند در موفقیت یا عدم موفقیت یک برنامه تلویزیونی مؤثر باشد. به خصوص آن که علیخانی حالا کمتر سعی می کند نظرات و عقاید خودش را بر مهمانش تحمیل کند و اجرایی بی تکلف تر و صمیمانه تری را در دستور کار قرار داده است. بزرگترین امتیاز ماه عسل را باید در دعوت و گفت و گو با مهمانانی دانست که مهم ترین شاخصه آن ها "ویژه" بودنشان است. مردی که باجسارت کامل در برابر دوربین از همراهی پدر معتادش با وی در مصرف موادمخدر می گوید و از کارتن خوابی خود و چند بار اقدام برای خودکشی پرده بر می دارد قطعاً سوژه ای ویژه است که نمونه اش در هیچ یک از برنامه های سیما مشاهده نشده است. پس هنر اصلی دست اندرکاران این برنامه در جستجو،انتخاب و هموارکردن مسیر گفت و شنود برای چنین مهمانانی خلاصه می شود. با این حال گاهی احساس می شود برخی زیاده روی ها در گرفتن پاسخ مطلوب از مدعوین،نه تنها در افزایش غلظت احساسات بینندگان مؤثر نیست بلکه خاطر آن ها را نیز مکدر می سازد. به عنوان نمونه می توان به برنامه ای اشاره کرد که مجری برنامه در برابر دو مهمانی که کیف هایی پر از پول و طلا پیدا کرده بودند سؤالاتی را مطرح کرد که پاسخ به آن ها می توانست حقیر ساختن طرفین ماجرا در پی داشته باشد. از برنامه ای که اهداف معنوی والایی را جستجو می کند انتظار نمی رود که در لحظاتی بدون  دلیل ،شخصیت انسان های بی گناه را زیر سؤال ببرد.

قندپهلو:

مسابقه طنز قندپهلو یکی از تحفه های جالب توجه شبکه چهارم سیما در این ماه به حساب می آمد. مسابقه ای با اجرای رضا رفیع و داوری شهرام شکیبا که هر بار با گردآوردی چهار شاعر طنزپرداز و بداهه سرایی ایشان،فضایی شاد و دلنشین را برای بینندگان به ارمغان می آورد. در این میان رفیع با اجرای خوب و سرحال خود نقش مهمی در درآمدن فضای مطلوب مسابقه ایفا می نمود. با این حال بیشترین تکیه برنامه به اشعار و نکات طنزآمیز مهمانان برنامه استوار بود که میزان خلاقیت و ذوق هنری آن ها نقش مهمی در هرچه جذاب تر نمودن بخش های مختلف این مسابقه ایفا می نمود. بدیهی است برنامه هایی که با حضور شاعران طناز و خبره برگزار می شد جالب توجه تر از سایر قسمت ها می نمود. در عین حال شاید بزرگترین ضعف مسابقه را باید در نوع داوری آن جستجو کرد. جایی که سلیقه شخصی یک نفر،امتیازات مختلف شرکت کنندگان را تعیین و سرنوشت نهایی آن ها در مسابقه را مشخص می نماید. شاید بهره جستن از یک تیم داوری که همگی از طنزپردازهای نامی کشور باشند می توانست ضمن افزودن بر چاشنی طنز قندپهلو،مسابقه عادلانه تری را پیش روی بینندگان مشتاق تلویزیونی قرار دهد.

 

تکمله:

همواره یکی از انتقادات وارده به سریال های مناسبتی،اختصاص زمان اندک برای پیش تولید و تولید آن ها بوده بطوریکه غالب این سریال ها،همزمان با پخش در حال تولید بوده و عجله و شتاب زدگی بسیاری در اغلب سکانس های آن ها به چشم می آمد. نکته امیدوارکننده در روند ساخت سریال های امسال،برطرف کردن این نقیصه بزرگ و اعطای فرصت زمانی مناسب به عوامل تولید سریال ها بوده است. بطوریکه تقریباً همه سریال ها در موعد زمانی مناسب فیلمبرداری،تدوین و آماده نمایش شدند. این گامی رو به جلو و دستاورد مهمی است که باید آن را به فال نیک گرفت و آرزو کرد این سنت حسنه در رمضان های سال های آینده نیز تداوم یابد. یقیناً با تداوم چنین رویکردی،شباهت های مضمونی و ساختاری و سهل انگاری های همیشگی در ساخت سریال های مناسبتی کاهش یافته و سطح کیفی این آثار به نحو چشم گیری ارتقاء پیدا خواهد کرد.

/ 2 نظر / 15 بازدید
علیرضا

سلام آقا فرهاد گل راستش را بخواهی از جملات بسیار حکیمانه شما در نقدهایتان احساس افتخار می کنم . از اینکه در تحلیلتان نظر عموم مردو را دخیل می کنید ممنونم . ضمنا" از شخصیت مهدی سلطانی در یک سریال دیگر که نامش در خاطرم نیست ولی با کاراکتر ((جمیل)) به عنوان یک خلافکار بازی کرد بیشتر خوشم آمد. البته قطعا" اشکال در سلیقه من است . بدرود