معلم است اگر غم نان بگذارد!

"معلم"

نبض فرهنگ در دستش است

شیفت صبح معلم است

و عصرها سیگارفروش!

......

"غم نان"

کلاس و درس و مشق

بهانه ای بیش نبود

بیش از آنکه حواسش به این ها باشد

نگاهش در پی وانت بار پشت پنجره بود!

.... 

"دریغ"

پنجشنبه ها را که تعطیل کردند

از شادی،فریاد کشید

انگار نه انگار

که می خواست

با زمزمه محبتش

 طفلان گریزپا را

جمعه ها هم

راهی مکتب کند!

.....

پ ن: با سپاس بیکران از خانم ها علمی،تهرانی و فیض الله زاده،معلمان سه سال اول دوره ابتدایی...تقدیم به معلمان چهارم و پنجم، آقایان تفته و گودرزی...روزشان مبارک و یادشان گرامی!

/ 2 نظر / 10 بازدید
بهار

بسیار زیبا و تاثیرگذار بود.... کاش می شد غیر از تاسف خوردن و آه کشیدن کاری کرد... زیباتر از متن، پی نوشت این پست بود.[لبخند]

بهار

جا داره همینجا و از همین تریبون مراتب تشکر و قدردانی خودمون رو از "فرانو" که بالاخره توانست در مقام یک قهرمان ظاهر شده و طلسم سکوت این وبلاگ را بشکند، بجای آوریم!![چشمک]