ترافیک کور

٢ آبان ۱۳٩٠

"ترافیک کور"

ماشین ها پشت هم

موتورها پشت...

آدم ها...

وصیت پدربزرگ عملی شده است

پشت هم باشید تا آسیب نبینید!

.....

"قانون فراجنگل"

خوشا به حال حیوانات

لااقل یک شیر هست

که سلطانی کند

در خیابان های تهران

هر جنبنده ای

ادعای سلطانی می کند!


فرار مغزها

۱٠ مهر ۱۳٩٠

منجیل...خرداد ماه 90

اگر بیکاری بیداد می کند

تفریحی نیست و

ازدواج یک رویاست

در عوض

گل هست

درخت،پرنده،دریا

و قلیان

که عیششان را کامل می کند

تا مغزشان

به این سادگی ها

فراری نشود!


در مذمت غیبت

٦ تیر ۱۳٩٠

"ناباوری"

مهرت را باور کنم یا

حرف های پشت سرم را؟

دوست دارم

بجای فاتحه پس از مرگ

الساعه

از باران فحش های آبدارت

لبریز شوم!

......

"غیبت"

دور هم که جمع می شویم

هیچ تفریحی که نباشد

یک چیز خیلی می چسبد

پشت سر این و آن حرف زدن

خدا این تفریحات سالم را

از ما نگیرد!


بهانه

٩ مهر ۱۳۸۸

بهانه

دربی شصت و هفتم را شاید بتوان بی خاصیت ترین دربی سرخابی ها در چند سال اخیر قلمداد کرد. بازی که بیش از آن که در میان هواداران دو تیم شور و شوقی برانگیخته باشد،تحت تاثیر رویدادهای اخیر قرار گرفته،تا جایی که مقامات سیاسی را به ذکر هشدارهایی مؤکد در باب وجوب عدم دخالت سیاست در ورزش واداشته است.

نکته طنز آمیز ماجرا آن جاست که به طورمستقیم و غیرمستقیم هواداران قرمز و آبی دوست دو تیم را از پوشیدن پیراهن سبز منع کرده اند و طنز آمیزتر آن که به جهت عدم نمایش لباس ها و نمادهای سبز در میان تماشاچیان،به ناچار تمامی قاب تصویر را مستطیلی فرا می گیرد که بیش ازهر چیز،رنگ سبز خوش نقشش است که خودنمایی می کند!

در این میان آن چه مهم می نماید رشد و بلوغ فکری مردم وجوانانی است که تا دیروز دلشان را به همین پیروزی های مقطعی ورزشی خوش کرده بودند و یک موفقیت ناچیز ورزشی می توانست سرپوشی باشد بر مشکلات ریز و درشت شان. مردمی که روزگاری شکست ها و پیروزی های ورزشی می توانست باعث زیر و رو شدن زندگی آن ها شود،حال انقدر آگاه و هوشیار گشته اند که به بهانه ورزش (یا هر بهانه دیگری) مطالبات اصلی تر خود را می طلبند.مطالباتی که هر چند در حال حاضر دستیابی به آن چندان سهل و آسان نمی نماید اما یقیناً کف و حداقل خواسته های حقیقی آن ها می باشد و می تواند مطالبات مهمتر دیگری را در پی داشته باشد.

امروز می توان سبزها را به ورزشگاه ها راه نداد یا با ستاره باران کردن،از حضور آن ها در دانشگاه ها ممانعت بعمل آورد یا با امنیتی کردن معابر،اوضاع را آرام جلوه داد،اما نمی توان مانع رشد فزاینده بینش و فرهنگی شد که همچنان با سرعتی باورنکردنی در دل تک تک افراد جامعه ریشه می دواند. انگار ناگهان همه با هم بزرگ شده باشند...

 

.


سرها در گریبان

۱٢ امرداد ۱۳۸۸

سرها در گریبان

جوان اول سر در گریبان فرو برده است،به خود می پیچد و به ضربات مهلکی فکر می کند که ساعاتی پیش بیرحمانه بر بدنش نقش بستند و عاقبت او را زمین گیر کردند.چراها لحظه ای رهایش نمی کنند!

جوان دوم سر در گریبان فرو برده است،لحظاتی پیش دسته باتومش را تمیز می کرد و اینک افکارش درگیر این پرسش کلیدی است که "چرا می زنیم؟"

جوان سوم سر در گریبان فرو برده است،بارها و بارها آن به اصطلاح دفاعیات سوال برانگیز در ذهنش مرور می شود. چرا؟...چطور؟

جوان چهارم سر در گریبان فرو برده است، به شیشه ترک خورده ماشینی از رده خارج،تکیه داده و خوابهای پریشان را از نظر می گذراند که ناگهان صدای رسا اما ناموزون مجری لوس برنامه ظاهراً  شاد رادیویی او را به خود می آورد:

روز جوان مبارک...


حماسه 22 خرداد

۸ خرداد ۱۳۸۸

تنها دو هفته دیگر تا برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باقی است و به نظر می رسد اتفاقی که آرزو و امید  داشتیم در عرض یک ماه پایانی رخ دهد،خیلی زودتر به حقیقت پیوسته و هم اینک اکثریت خاموش به صحنه آمده است.همان اکثریت خاموشی که اگر در دوره گذشته قهر نمی کرد و تصمیم عاقلانه تری می گرفت، کار به جاهای باریک کنونی نمی کشید. برای اثبات حضور اکثریت خاموش در صحنه،نیازی به مراجعه به نظرسنحی های مختلف که به عقیده من به هیچ عنوان قابل استناد نیستند،نیست. تنها کافی است نگاهی به چهره دگرگون شده شهر بیندازیم  و سخنان امیدبخش مردمی را بشنویم  که انگار بیش از هر وقت دیگری خود را آماده تغییر کرده اند. و البته تغییر را در چهره آن روحانی سالخورده که بیش از همه از این واژه بهره برداری می کند و هوادارانش او را با لفظ "شیخ مهدی اوباما" خطاب می کنند، نمی یابند.

آن ها بدون چشمداشت مالی و توجه به وعده و وعیدهای آنچنانی، با چسباندن پوستر های تبلیغاتی میرحسین بر در و دیوار ماشین ها و مغازه هایشان و استفاده از پوشش سبز به اشکال مختلف،همراهی شان را با مردی نشان می دهند که در تمام این سال ها به شکلی سوال برانگیز از قدرت کناره گرفت و شاید همچنان بسان هندوانه در بسته ای باشد که چندان از شیرینی یا تلخی اش اطلاعی در دست نیست.

دو هفته تا انتخابات باقی است و شاید عجولانه و حتی ابلهانه باشد پیش بینی تکرار حماسه دوم خرداد. ولی به گمانم می بایست خودمان را برای تکرار چنین رخدادی آماده کنیم . بیست و دوم خرداد،دومین دوم خرداد باشکوه تاریخ ایران زمین لقب خواهد گرفت،اگر میرحسین از پس مناظره های تعیین کننده انتخاباتی برآید و رای های مثبتی که تاکنون به سودش به صندوق ها ریخته شده است را به باد فنا نسپارد!


Blog Skin