بيجه و .........

 

وقتی در جام ملتهای اسيا،بازيکنان ما ان افتضاحات را به بار اوردند،وقتی به خودشان هم رحم نکردند و در مقابل ديدگان ميليونها ببيننده ی تلوزيونی، صورت يکديگر را با سيلی نوازش دادند،همه فدراسيون و مربيان تيم را مقصر دانستند که چرا در اين مدت کار فرهنگی نکردند و تيم را به حال خود رها کردند و حتی از اوردن يک روانشناس دريغ ورزيدند.

ان روزها تمام کاسه و کوزه ها بر سر عده ای خاص شکسته شد و کسی به اين نکته اشاره نکرد که اين عصبيت داخل تيم،دقيقا از خود جامعه ی ما ناشی شده است.ان تيم، مجموعه ی کوچکی از جامعه ی عصبی و پرخاشجوی ما بود.جامعه ای که روز به روز بر خشونتش افزوده می شود.

روزنامه ها پر شده است از اخبار قتل و جنايت.روزی نيست که دوستی،دوستش را نکشد،مردی همسرش را خفه نکند،زنی فرزندانش را به خون اعشته نکند و يا کسی، خودش را نکشد.ديگر اخبار سرقت و کيف قاپی و مواد مخدر،اصلا در صفحه ی حوادث جايی ندارند، از بس که سطحی و پيش پا افتاده شده اند.

جوانی ۲۴ ساله به راحتی اب خوردن نزديک به سی کودک بيگناه را به فجيع ترين وضع ممکن به قتل می رساند و نيروی انتظامی بعد از اين تعداد قتل،با کمک يکی از همين قربانيان، موفق به دستگيری جانی ميشود.باورتان ميشود؟.......در تهران،پايتخت ايران،مهمترين شهر ايران،اين جنايتها رخ دهد و پليس ما با ان همه ادعا،هيچ کاری از دستش بر نيايد.انها حتی اين زحمت را به خود ندادند که مردم را از وقوع اين قتلها اگاه کنند.انگار که هيچ اتفاقی نيفتاده است،انگار که موضوعی کم اهميت است.

جالب اينجاست که در همان ابتدای قتلها،قاتل را دستگير می کنند و بعد از اينکه نمی توانند جرمش را اثبات کنند،او را به امان خدا رها می کنند،ازاد ازاد.که برود و با خيال راحت،جان کودکان ديگر سرزمينمان را بگيرد.چه می شد اگر نيروی انتظامی،تنها يک نفر را مامور مراقبت از ((بيجه)) می کرد؟ايا اگر ((بيجه)) يک زندانی سياسی بود،به همين راحتی او را ازاد می گذاشتند؟

((بيجه)) هم اعدام خواهد شد و می رود.گيرم که بجای يک بار اعدام،سی بار اعدامش کنند.گيرم که سخت ترين شکنجه ها را به او وارد کنند.فايده اش چيست؟....چه کسی تضمين ميکند که چند روز بعد ((بيجه)) و بيجه های ديگری متولد نشوند و همين فجايع را تکرار نکنند.اصلا ما چکار کرده ايم که زمينه ی تولد بيجه ها ايجاد نشود.بيجه اولين نبود و اخرين هم نخواهد بود.

جامعه ای که بيمار باشد،جامعه ای که زمينه ی مساعد برای کجروی افراد داشته باشد،جامعه ای که خودش افراد را به سراشيب سقوط سوق ميدهد،بايد هم منتظر فجايعی از اين دست و از اين بدتر باشد.

مادر بزرگ پيرم می گفت:دوره ی اخرازمان شده،اينها علائم ظهور است.

کاش اينطور باشد.کاش امدن منجی نزديک باشد.کجايی مولای سبزپوش؟