مارلون براندو هم رفت.مارلون بزرگ،براندوی محبوب.

ما ديگر پدر خوانده نداريم.پدر خوانده ی ما رفت و ما را تنها گذاشت.

در مورد او چه ميتوان گفت؟..........هر چه از او بگوييم کم گفته ايم.......بازيگر استثنايی دنيا سينما که به نقشهای زيادی جان بخشيد.......نقشهای رويايی دنيای سينما ،که تنها او از پسشان بر می امد........

مگر ميشود به ياد فيلم ((در بار انداز)) افتاد و يادی از مارلون کبير نکرد........

مگر ميشود ((اتوبوسی به نام هوس)) را ديد و مسحور هنر براندوی دوست داشتنی نشد؟

((پدر خوانده)) را بدون حضور مارلون براندو می توان تصور کرد؟

تنها کاری که الان از دستم بر می ايد نقل قول بعضی از حرفهای اين مرد بزرگ تاريخ سينما می باشد.....پس بخوانيد که ديگر مارلونی نيست که سخن بگويد:

۱ـ حدود صد سال پيش اخرين هنرمندان بزرگ مردند.در تمام زمينه های هنر.

۲ـ از اين بيزارم که کسانی که به ديدنم می ايند،مرا فقط يک بازيگر تن لش سينما بدانند،نه هيچ چيز ديگر.درست ابلهانه ترين جنبه ی زندگی اصل می شود،انگار که خيلی مهم باشد.

۳ـ هر چيزی که نکشدت،قويترت می کند.

۴ـ چند تا خانم ميانسال جلويم را گرفتند که:((اقای براندو،ما شما را به اندازه ی ناپلئون دوست داريم))-خدای من،ناپلئون!-و از من عکس امضا شده خواستند.در حاليکه شوهرهايشان مرا چسبانده بودند به ديوار که کنار زنهايشان برای عکس گرفتن ژست بگيرم.

۵ ـ واقعا بايد تمام سياستمدار ها را بازيگر دانست.

۶ ـ ته قلبت خوب ميدانی که ستاره ها هنرمند نيستند.شکسپير گفته:((هيچ هنری نيست که ساختار ذهن را در چهره پيدا کند))

۷ـ چشم های يک خوک مرده را دارم.

۸ ـبازيگری در سينما حرفه ای بس بی ارزش و تهی است.تنها به درد پول دراوردن ميخورد.

۹ ـ به هيچ نوع جايزه ای اعتقاد ندارم،حتی جايزه صلح نوبل.

۱۰ـ اگر تی شرت های پاره ای با مارک براندو می فروختم،می توانستم پول بيشتری در بياورم.تی شرت براندو يک ميليون فروش می رفت.

۱۱ـ بطور کلی بازيگری چيزی است که بيشتر مردم فکر می کنند از پسش بر نمی ايند،ولی صبح تا شب دارند انجامش می دهند.ظريف ترين بازی که در تمام عمرم ديده ام بازی مردم عادی بوده که تلاش می کردند احساسی را که ندارند نشان دهند،يا چيزی را پنهان کنند.اين چيزی است که همه از بچگی ياد می گيرند.