موضوع انشا:يک روز زلزله الود را توصيف کنيد.

وقتی زلزله می ايد مردم ما يادشان می افتد که مدتهاست ورزش نکرده اند و برای تقويت پاهايشان بسرعت از پله ها بالا و پايين می روند.

وقتی زلزله می ايد دختر همسايه ما کشف حجاب می کند و موهای زشتش نمايان ميشود.

وقتی زلزله می ايد ادم می فهمد که زير پوش مرد همسايه سوراخ است.

وقتی زلزله می ايد ادم ياد زمان شاه می افتد.

وقتی زلزله می ايد مرد همسايه چشم چران می شود.

وقتی زلزله می ايد ادم ها مهربان می شوند.

وقتی زلزله می ايد دختر همسايه که قبلا عارش می امد نگاهت کند،رمانتيک می شود و اسمت را با پسوند ((جان)) صدا ميزند.

وقتی زلزله می ايد روحانی داخل تلوزيون پزشک می شود و درباره ((نفخ معده)) صحبت می کند.

وقتی زلزله می ايد پوستر ((محمد رضا گلزار)) در فيلم کما به ادم لبخند می زند و ادم هوس ميکند گلزار و وابستگانش را با دستای خودش خفه کند.

وقتی زلزله می ايد مردم ما به سرعت مومن می شوند و مسجدها پر می شد از انبوه نمازگزاران.

وقتی زلزله می ايد مردم ياد شب چله می افتند و شروع می کند به خوردن هندوانه.

وقتی زلزله می ايد پسران شهرک ما درس خوان می شوند و يادشان می افتد که درس امار را هنوز خوب ياد نگرفته اند،بنابراين شروع به امارگيری از دختران شهرک می کنند.

وقتی زلزله می ايد انها علاقمند به مخ و هر چه مربوط به ان هست نيز ميشوند و مخ های اکبند و دست نخورده می روند داخل فرقان های خالی.

وقتی زلزله می ايد ادمها يادشان می افتد که بچه هايشان نياز به بازی و شادی دارند بنابراين به سرعت روانه پارکها می شوند.

وقتی زلزله می ايد دختر همسايه ما ترانه ((قميشی)) گوش می کند که می گويد:((بيا برگرد تا خونه از عادتت سير نشده...))

وقتی زلزله می ايد ادم از اين چرت و پرت ها که فقط به درد بچه مدرسه ايها ميخورد می نويسد.