شنبه

دوباره شنبه شد،شروع هفت روز ترس و دلهره،شروع هفت روز اضطراب

شروع درس های منجمد که v نماد سرعت است و a مساوی است با شتاب

شروع راه خانه تا به مقصد هميشگی و شب درست عکس اين مسير

شروع صبح،ظهر،شب،بخر،بخور،بپاش،بعد هم برو بغلت توی رختخواب

شروع روزمرگی گربه های خانگی و سطل اشغال های روز قبل

شروع کار پارکها و عده ای حشيشی و چهار پنج بچه و يکی دو تاب

شروع عشق های لحظه ای و طرز زندگی فقط برای يک غريزه و ...همين!

لباس ها و کفشهای هرچه مد شده،قيافه های تازه و مدل جديد و باب

شروع من فقط يکی دو روز با تو ام و بعد می روم سراغ سوژه ای جديد

تو هم برو مزاحمم نشو،سوال هم نکن که من به هيچ يک نمی دهم جواب

شروع جمله های پوچ و بی دليل،جمله های از سر زبان،نه از صميم قلب:

نه!زندگی بدون تو برای من جهنم است و پر شدست از شکنجه و عذاب.

شروع دست من نبود...خود به خود خراب شد...و يا که شانس هم به ما نيامده

شروع اشتباه ها و چند دسته گل که می شود به يک بهانه دادشان به اب

شروع جمله های باد هر طرف که می وزيد:هفته ای رفيقتم و هفته ای

نه!من نمی شناسمت...چرا سراغ ديگری نمی روی و ...روی من نکن حساب

.........

شروع روزنامه های ضد هم،فلان وزير اينچنين و انچنان،جناحمان

جناحشان و تيترهای انچنانی و برای جلب اين جناب و ان جناب

شروع فقر عده ای کثير و ثروت کلان برای عده ای قليل،بی دليل!

يکی برای شام می خورد کباب و ان يکی از اه و دود سينه اش شده کباب

و شنبه و نماز و مسجد و همين شناسنامه هايمان که مدرکند مومنيم

و شنبه و عبادت و قبول بندگی،ولی به عشق حوری و بهانه ی ثواب

شروع شاعران مثل من کليشه ای و همچنين دچار مشکلات ريشه ای

غزل بدون قافيه،بدون بيت ناب،يا سپيدهای بی حساب و کتاب

و شنبه...شنبه...شنبه...شنبه های مثل هم که ان شبيه اين و اين درست مثل ان

شروع هفت روز نحس،هفت روز ترس و دلهره،شروع هفت روز اضطراب!

...............................................................................

مری از دوستان عزيز مسيحی ماست که از بد حادثه در اين کشور و اين جامعه زندگی می کند.او عاشق سياست است و سياسی نويسی قهار است.برای ديدن وب لاگش به اينجا برويد.ضمنا مدتی است به همت مری، وب لاگی گروهی اغاز به کار کرده است که گهگاهی من نيز در انجا مطلب خواهم نوشت.برای ديدن وب لاگ جوانان ايرانی به اينجا برويد.