سيما متشکريم

امروز مثلا روز عيد بود.ما هم تصميم گرفتيم که در خانه بمانيم و از خودمان شادی در کنيم.از انجايی که ماهواره چيز بسيار مضری است خصوصا برای خانواده هايی که بچه ی جوان دارند و از انجايی که ماهواره حتی از تلفن و پيتزا هم بدتر است ما همچنان به ((سيما))ی عزيز خودمان وفادار مانده ايم و به ان عشق ميورزيم.

صبح که تلوزيون را روشن کردم،اول شبکه سوم را که مثلا شبکه ی جوان است ديد زدم.ديدم يک روحانی زيبارو مشغول سخنرانی است.از انجايی که ما هميشه به روحانی جماعت عشق ميورزيم سريع کانال را عوض کردم.در شبکه دوم يک اقای باسوات با يک خانم باسوات ديگر مشغول بحث بودند.خلاصه هر کانالی را گرفتم با سخنرانی بود با گل و دريا نشون ميداد.تلويزيون را خاموش کردم.

دو ساعت بعد دوباره روشنش کردم.اين بار ديدم يک مداح زيبارو تر از ان روحانی مشغول خواندن است.اين مداح بسيار تميز و سر وصورت اصلاح کرده و اراسته ای داشت.يک چيزهای غمناکی هم ميخواند و با اصرار از مردم ميخواست که دست بزنند.مردم بيچاره هم در حاليکه غم و غصه از سرشان می باريد دستها را بالا برده بودند و مرتب کف ميزدند و شادی در ميکردند.

واقعا از ((سيما))ی عزيز ممنونيم که تمامی تلاشش را برای شاد کردن دل ما جوانان بکار ميگيرد.جدا اگر انها نبودند ما چطور شاد ميشديم.اگر انها با اين برنامه ها و اهنگهای شادشان نبودند تکليف ما چه ميشد؟شب هم که دلمون رو صابون زديم مراسم اختتاميه جشنواره ی فيلم فجر رو می بينيم ارتباط با يک خيابان ان ورتر از سيما برقرار نشد و ما تو کف مانديم.نميدونم چطور ارتباط با مکه و کربلا در عرض سه سوت برقرار ميشود بدون اينکه لحظه ای قطع گردد ولی ...

فردا هم روز راهپيمايی است.مردم هميشه در صحنه ی ما يکبار ديگر به خيابانها خواهند امد تا مشت محکمی بر دهان امريکای جهانخوار بزنند.

فقط من نميدونم اين امريکای جهانخوار چه جوری تا حالا زنده مونده.تا حالا اين همه مشت از اين همه ادم خورده و هنوز داره نفس ميکشه.واقعا عجيبه.يه مشکلی اين وسط هست.يا مشتهای مردم ما ضعيفه يا امريکا دوپينگ کرده.شما ميدونيد علتش چيه؟اگه ميدونيد به من هم بگيد!