سرها در گریبان
۱٢ امرداد ۱۳۸۸سرها در گریبان
جوان اول سر در گریبان فرو برده است،به خود می پیچد و به ضربات مهلکی فکر می کند که ساعاتی پیش بیرحمانه بر بدنش نقش بستند و عاقبت او را زمین گیر کردند.چراها لحظه ای رهایش نمی کنند!
جوان دوم سر در گریبان فرو برده است،لحظاتی پیش دسته باتومش را تمیز می کرد و اینک افکارش درگیر این پرسش کلیدی است که "چرا می زنیم؟"
جوان سوم سر در گریبان فرو برده است،بارها و بارها آن به اصطلاح دفاعیات سوال برانگیز در ذهنش مرور می شود. چرا؟...چطور؟
جوان چهارم سر در گریبان فرو برده است، به شیشه ترک خورده ماشینی از رده خارج،تکیه داده و خوابهای پریشان را از نظر می گذراند که ناگهان صدای رسا اما ناموزون مجری لوس برنامه ظاهراً شاد رادیویی او را به خود می آورد:
روز جوان مبارک...
