٢۱ تیر ۱۳۸۸

یه کاری کن که میتونی،یه خونه شو تو ویرونی
از این بیشتر نپرس از عشق،نمیدونم نمیدونی
تو این تقویم دلمرده،کسی اشکاشو نشمرده
کجا دیدی که تنهایی،غماشو با خودش برده


یه کاری کن از این بیشتر، نیفتم توی غم اخر
نذار شمع حضور من، یه شعله شه تو خاکستر
نگو دوره نگو دیره، نگو این قصه دلگیره
یه عمری رفته از دستم، نیای عشق تو میمیره

 

چقدر این ترانه با حال و هوای این روزهای ما همخوانی دارد،ترانه ای  که  با صد ا و آهنگ دلپذیر شادمهر،شنیدنی و تاثیرگذار از آب درآمده است...

شاید این روزها که این تقویم های دلمرده، سپری گشتن قریب یک ماه از آن روز کذایی را نشان می دهند و با صدای بلند فریاد می زنند که یه عمری  از دستمان رفته است، وقت آن رسیده باشد که منجی (هر که و هر کجا که هست) بیاید و این قصه دلگیر را تمامی بخشد و کاری کند که باید تا شاید این خانه ویران هم روزی رنگ عشق را ببیند... شاید اگر نیاید دیگر فردا از واژه "عشق" هم اثری نباشد...


بدون شرح

٢ تیر ۱۳۸۸

 

الم یعلم بأن الله یری

آیا او (انسان ) نمی داند که خداوند او را می بیند؟

(سوره علق، آیه 14)


Blog Skin