کلید صبح
٢٠ خرداد ۱۳۸۸لیلی
کلید صبح
در پلک های توست!

خیابان انقلاب،دو شنبه 18/3/88
حماسه 22 خرداد
۸ خرداد ۱۳۸۸
تنها دو هفته دیگر تا برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری باقی است و به نظر می رسد اتفاقی که آرزو و امید داشتیم در عرض یک ماه پایانی رخ دهد،خیلی زودتر به حقیقت پیوسته و هم اینک اکثریت خاموش به صحنه آمده است.همان اکثریت خاموشی که اگر در دوره گذشته قهر نمی کرد و تصمیم عاقلانه تری می گرفت، کار به جاهای باریک کنونی نمی کشید. برای اثبات حضور اکثریت خاموش در صحنه،نیازی به مراجعه به نظرسنحی های مختلف که به عقیده من به هیچ عنوان قابل استناد نیستند،نیست. تنها کافی است نگاهی به چهره دگرگون شده شهر بیندازیم و سخنان امیدبخش مردمی را بشنویم که انگار بیش از هر وقت دیگری خود را آماده تغییر کرده اند. و البته تغییر را در چهره آن روحانی سالخورده که بیش از همه از این واژه بهره برداری می کند و هوادارانش او را با لفظ "شیخ مهدی اوباما" خطاب می کنند، نمی یابند.
آن ها بدون چشمداشت مالی و توجه به وعده و وعیدهای آنچنانی، با چسباندن پوستر های تبلیغاتی میرحسین بر در و دیوار ماشین ها و مغازه هایشان و استفاده از پوشش سبز به اشکال مختلف،همراهی شان را با مردی نشان می دهند که در تمام این سال ها به شکلی سوال برانگیز از قدرت کناره گرفت و شاید همچنان بسان هندوانه در بسته ای باشد که چندان از شیرینی یا تلخی اش اطلاعی در دست نیست.
دو هفته تا انتخابات باقی است و شاید عجولانه و حتی ابلهانه باشد پیش بینی تکرار حماسه دوم خرداد. ولی به گمانم می بایست خودمان را برای تکرار چنین رخدادی آماده کنیم . بیست و دوم خرداد،دومین دوم خرداد باشکوه تاریخ ایران زمین لقب خواهد گرفت،اگر میرحسین از پس مناظره های تعیین کننده انتخاباتی برآید و رای های مثبتی که تاکنون به سودش به صندوق ها ریخته شده است را به باد فنا نسپارد!
