عصر اطلاعات!
مدتي است كه اخبار مربوط به هنرپيشه زن سريال نرگس در راس اخبار حاشيه اي سايت ها و نشريات رسمي و زرد قرار دارد.
((زهرا امير ابراهيمي)) بازيگر جواني كه پيش از اين با بازي در دو سريال مناسبتي سيما و البته با حضورش در پديده ي عجيب و غريب تابستان امسال سيما ((نرگس)) ،چهره اي آشنا براي بينندگان تلوزيوني داشت در اين مدت به چنان شهرت دست نيافتني دست يافت كه اكنون نامش نيز براي همه آشناست.
زهرا امير ابراهيمي بازيگر فوق العاده اي نبود اما در سيماي او چيزي بود كه ناخوداگاه جذبت مي كرد. معصوميت نهفته در لايه لايه هاي سيماي اين بازيگر نوظهور مي توانست رمز موفقيتش در آينده باشد. آينده اي كه با اتفاقات اخير بشدت به خطر افتاده است.
همه چيز از يك تكذيب شروع شد. تكذيب فيلم منتسب به بازيگر مشهور! اما آنچه كه ماجرا را شدت بخشيد خبر خودكشي بازيگر مزبور بود كه با آب و تاب فراوان در روزنامه ي جام جم منتشر شد. خبري كه البته فردايش به طرز عجيبي تكذيب شد. قرن بيست و يكم است و شايعات هم منحصر بفرد. همين شايعه كافي بود تا عطش مردم كنجكاو ما براي كشف حقيقت ماجرا به اوج برسد.
در همين روزها بود كه نامه ي شاعرانه ي امير ابراهيمي انتشار يافت و بلافاصله خبرهايي مبني بر دستگيري متهم اصلي پرونده و بي گناهي زهرا امير ابراهيمي انعكاس يافت. اين در حالي بود كه همچنان خبرهايي مبني بر اعترافات بازيگر ياد شده از هر سو به گوش مي رسيد.
مي گويند عصر اطلاعات است،انفجار اطلاعات. كافي است با يك كليك ،با اشاره يك بند انگشت در دريايي از اطلاعات غرق شوي. آنقدر تو را از اطلاعات ضد و نقيض سيراب مي كنند كه تو حالت از هر چه خبر و اطلاعات است به هم مي خورد.
اگر اين جريانات تنها در دنياي مجازي اينترنت و روزنامه هاي زرد ملال انگيز اتفاق مي افتاد ملالي نبود چرا كه همگان به بي در و پيكر بودن اين دو حوزه آگاهند،ولي وقتي قلمرو شايعات مضحك، روزنامه هاي رسمي كشور را نيز در بر مي گيرد آدم نمي داند كه سرش را بر كدامين ديوار بكوبد!
با تمام اين اوصاف بازنده اصلي اين بازي،همان هنرپيشه ي بينواست كه خواه مقصر باشد يا نباشد،تا هميشه مات شده است!
